عکس یادگاری

ایستاده از راست :محمودی- مرادی-هادی زاده- افشاری- شیخی- اقای صالحی دبیر شیمی- اسکندری-محمود خانی- دل ازاد- کریمی

نشسته  از راست : حیدری- رفیعی- کریمی - مکوندی-نادریان- موسائی - رستگاری- یزدانی - رخ- هروی- اولیائی

××× چند نفر شناخته نشد .

/ 20 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا یک وب گرد تنها

من یک وبگرد تنهام یه سایت دارم پر از وبلاگ نویس تو هم وبلاگ خوبی داری بیا وبلاگت را تو سایت من معرفی کن

پریسا

سلام به دوست خوبم.منم اومدم سر زدم. حتما بیا که کلی مطلب آپدیت کردم

باران

عجب وبلاگ خوشگلی داری مثل سایت می مونه بیا با هم تبادل آدرس داشته باشیم یه سری به صفحه تبادل آدرس من بزن خداییش بیا ضرر نداره لااقل برای گذاشتن این نظر بیا منتظرتم

خانومی

وبلاگت خیلی خوبه فقط نظر منو کم داشت که گذاشتم ! یه سری هم به من بزن چون سایت من هم تو را کم داره ! بیا ادرستو تو سایت من ثبت کن خوشحال میشم خانومی

نیما

سلام در خصوص این مطلب اخرت می خوام بگم خیلی با حال بود ! در ضمن وبلاگ ملوسی داری بیا تا با هم بلینکیم اگه موافقی به سایت من سری بزن خیلی خوشحال می شم بیا خداییش این همه برات وقت گذاشتم نظر نوشتم نیما دوستدار شما

غزل

سلام وبلاگ قشنگی داری گوگولی من از وبلاگت اتفاقی دیدن کردم خیلی خوب بود یه چیز بدی تو وبلاگت دیدم حیف این ویلاگ که آمارش پایینه من خودم به شخصه وبلاگم را در این سایت ثبت کردم آمارش بالا رفت به تو هم پبشنهاد می کنم بیای تو این سایت وبلاگ را ثبت کن مطمئن با ضرر نمیکنی

باران

عجب وبلاگ خوشگلی داری مثل سایت می مونه بیا با هم تبادل آدرس داشته باشیم یه سری به صفحه تبادل آدرس من بزن خداییش بیا ضرر نداره لااقل برای گذاشتن این نظر بیا منتظرتم

پریسا

سلام, یارانه های عید هم اعلام شد,خبرهای جدید رو می تونی توی سایتم بخونی. راستی عید شما هم مبارک پیشاپیش

فرشته

سلام دایی جان خوبین همیشه میام به وبلاگتون سر میزنم .دایی جان پیشنهادی داشتم برای وبلاگتون اهنگی بزارین اهنگ رسم زمونه رسول نجفیان خیلی به حال و هوای وبتون میاد .اون ترانه رسول نجفیان که میگه عجب رسمیه رسم زمونه ،قصه برگ وباد خزون میرن ادما ازاونا فقط خاطره هاشون به جا میمونه .موفق باشید سلام برسونید .یا علی مدد

محمود عبدمولائی

همکلاسی و دوست گرامی جناب آقای افشاری با سلام امروز تا آنجائیکه فرصت داشتم مقداری ازنوشته های شما را خوانده و خاطرات گذشته برایم تداعی شد.این عکس یادگاری را من در سالهای گذشته نیز تماشا کرده بودم ولی نمی دانم چرا من در عکس حضور ندارم هرچند اسم ویا فامیل خیلی از این همکلاسی هایمان را به خاطر دارم و چقدر دوست داشتم یک بار دیگر زمان به گذشته باز می گشت و یکبار دیگر آن روزی که این عکس گرفته شد را از نزدیک مشاهده می نمودم بودم آن روز من از طایفه دورد کشان که نه از تاک نشان بود و نه از تاک نشان باتشکر محمود عبدمولائی