یادی از دوران...

دبستان امید طوفشیرین هفتکل سال های 1344 تا 1350
نویسنده : منوچهر افشاری - ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳٩۳
 

بنام خدای مهربان

آموزشگاه  دوران ابتدائی شش ساله  من

 در دبستان امید از سال 1344 که پا به دبستان گذاشتم ، تا سال1350 که مدرک ششم ابتدائی نظام قدیم را گرفتم .

معلم های  زیادی را در طول دوره ابتدائی  بیاد دارم که در حق امثال من  حق آموزش و تعلیم  را ادا نمودند  و امید وارم که در پرتو حق تعالی مورد رحمت و آمرزش  خدای رحمان  قرار بگیرند .

 سال اول دبستان :  آقای  باغپرداز

سال دوم دبستان : اقای  غریب و باقری

سال سوم دبستان :آقای گیلانی

سال چهارم دبستان : خانم  نیک نژاد

سال پنجم دبستان : آقای سلیمانی

 سال ششم دبستان : آقای کابری

مدیران دبستان : آقای فاطمی – موسویان

معاو نین دبستان :آقای اسماعیلی – مختاری

------------------------------------------------------------------------------------------------

 بسمالله الرحمن الرحیم.

دبستان امید ( طوفشیرین )

سال 1344 کلاس اول دبستان

آموزشگاهی که  دوران دبستان ( ابتدائی )را به مدت 6 سال در آن گذراندم .

سال 1344 سال شروع آموزش ابتدائی من بود که در دبستان امید طوفشیرین آغاز شد . ومن در سن 7 سالگی  پا به دبستان گذاشتم . البته سال قبل  یعنی در 6 سالگی  مادرم  مرا به مدرسه برای ثبت نام برد  ولی مسئولین مدرسه از ثبت نام  من خود داری نمودند و شرط 7 سالگی را عنوان نمودند،  که من نداشتم  ولی در سالهای بعد که بزرگتر شدم متوجه این  موضوع شدم  که خیلی از دانش آموزان  6 ساله  وارد مدرسه شده اند و عدم ثبت نام من به اختلافی  که مسئولین مدرسه با خانواده ما داشتند برمی گشت .

اول مهر ماه  سال 1344 در حالی که کت وشلواری قهوه ای رنگی بر تن و کیفی در دست داشتم آرام آرام پا به  حیاط مدرسه گذاشتم   ، زنگ مدرسه به صدا در آمد وما به صف شدیم وسپس با صف  به کلاس اول ، اولین اتاق سمت چپ مدرسه پا گذاشتیم مدیر مدرسه آقای فاطمی بود و معلم کلاس اول ما  آقای باغپرداز بود  

همکلاسی هایم که اکثرا" تا پایان دوران متوسطه باهم بودیم و تعداد اندکی از ما جدا شدند . کلاس اول تا چهارم دختر و پسر مختلط بود .

 همکلاسی ها شامل ..پسر ها..احمد رضا مرادی ،حفیظ الله آژیر ، رضا  اولیائی ، حسین نادریان ،  جواد  افشار ، کورش دوست شناس(بعد ازهفتکل رفت ) ، عبدالحسین لرکی ، کرم علی  صحراگرد ، ، محمد رضا خاندشتی ، نصرالله  دلربا ، منوچهر  جلالیان ( همان سال  اول ترک تحصیل کرد ) ، ایرج  سهرابی ، عیدی محمد لرکی ، اسد الله  حسن  پور ، احمد صادقپور ، خدا داد  اختر ، محمد  شادمان ،  اسحاق لاریکی ، عبدالله بهبهانی زاده ،عیسی لرکی،  درویش علی جهانی-علی پسپاریان(شیرازی)-،  غلام حسین یونسی- یوسفی(  از محله گلابی ها).جمشید صفی خانی ، حسین زنگنه ، مسعود گنجوی ،.علی اصغر  بهرامی،........ سال های بعد  اسفندیار  چهار لنگ محمود خانی- احمد اورک ،  موسی خانی آبادی،. فریدون کریمی .. سیروس لطیفی.وتعدادی دیگر همکلاس ما شدند .

دختر ها  شامل : م- شمشیری ، م- حیدری، خ- مرادی ، م- افشاری نسب ، ف-  ایستوی ، س- موسوی ، ک- موسوی ، م- رفیعی ، ژ- چهارده چریک ،  الف-چهارده چریک ،م- ممبینی - ف- سرکوهکی  ، ک- لرکی،   س- تبریزی،. س- جهانگیری ،  پ- دهقان - ز- حقیقی ، م- محمدی ، لرکی(خواهر عیدی محمد  لرکی)....و تعدادی دیگر

 

از دوران کلاس اول  ، یک روز زنگ نقاشی آقای فاطمی  مدیر مدرسه نصرالله دلربا را روی میزتحریر معلم به صورت دراز کشیده قرار داد و در دستش چوبی بلند به نشانه تفنگ  به حالتی که در حال تیر اندازی است ،قرار داد و به ما  گفت  شکل این شکارچی را نقاشی کنید .  سالها بعد و هم اکنون این فکر مرا رها نمی کند  که این نقاشی برای کلاس اولی ها آیا مناسب  بود ؟

در آن سال ها وضعیت  تحصیلی افت زیادی داشت و بهترین نمره ها  حدود 14 -15  بود . معدل من  در کلاس اول  حدود 15 بود.و در آن سال شاگردان ممتاز مدرسه به ترتیب خانم  شمشیری و افشاری نسب و دهقان  بودند.

تبیه بدنی دانش آموزان در آن سال ها حرف اول را در  تربیت آموزشی  مدرسه انجام می داد و هر  روز شاهد تنیه با چوب بسیاری از دانش آموزان بودیم که باعث  بوجود آمدن  جو رعب و وحشت  در محیط آموزشی  می گردید.

 دانش آموزان مانند مرگ از آقای  فاطمی  می ترسیدند .و در بیرون از مدرسه  نام آقای فاطمی   برای گریز دانش آموزان کافی بود .

در ان سال ها  برای تغذیه دانش آموزان  در مدارس شیر می دادند، ما  با خود از خانه لیوان می آوردیم و در زنگ تفریح مستخدم مدرسه بعد از به صف شدن ما از دیگ بزرگی که پر از شیر بود  به هر کدام یک لیوان شیر می داد.و برای  خوردن شیر  ما  از خانه با خود  چند تا قند  به مدرسه می آوردیم .   والسلام.

 

 

 

سال اول دبستان

در کلاس اول دبستان در حیاط مدرسه یک عکس دسته جمعی از طرف  مدرسه از ما گرفته شد که بعد  آن را در دست  برخی از دانش آموزان دیدم .(اگر کسی  آن عکس  را دارد ، با من تماس بگیرد  تا عکس  را برای یادگاری و روئیت در معرض دید  همه   قرار دهم )

 

 -----------------------------------------------------------------------------------------------