یادی از دوران...

آقای ستایش
نویسنده : منوچهر افشاری - ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ تیر ،۱۳٩٢
 

- بنام خدا-

 

 

آقای ستایش دبیر

دبیرستان رودکی هفتکل  سالهای دهه 50 خورشیدی( از سال 1350 الی 1356 )

از سال سوم تا سال پنجم دبیرستان  دبیر درس طبیعی ما اقای ستایش بود .

در میان دبیران ان زمان متوجه شدیم   که این دبیر  با بقیه  فرق دارد ، و در زمان درس و در کلاس از شوخی و مزه و جوک و کار هائی که بچه های تنبل و در س نخوان و شیطون انجام  می دادند خبری نیست .  و زمان حضور در کلاس سایه دبیر ما  یعنی اقای ستایش  سنگینی  خاصی داشت  کلاس کمی خشک بنظر می رسید . به هر حال  تکلیفی نبود و باید سر می کردیم .و این مسئله  برای  بچه ها گاهی کسالت آور بود. ولی برای دانش اموزانی که  درس خوان بودند و علاقه خاصی به آموختن درس در کلاس ومدرسه داشتند کلاس آنقدر هم که  گفتم خسته کننده نبود .

 سایه  آقای دبیر در کلاس  سنگینی  خود را داشت و من که از کودکی عشق و علاقه زیادی  به فیلم و سینما داشتم  همیشه مردم اطرافم را با هنر پیشگان و ستاره های سینما مقایسه می نمودم . تن  صدا و لحن  اقای ستایش برای من و بیشتر دانش  آموزان مانند دوبلور ناصر ملک مطیعی هنر پیشه سینما بود( آقای ناظریان ) . با این تفاوت که ناصر ملک مطیعی بیشتر ادای جاهل ها را در می اورد ولی  آقای دبیر ما آرام و شمرده شمرده  حرف می زد . و ما خیلی دلمان می خواست  که  این دبیر با انضباط ما  سر  کلاس کمی هم بخندد ، که خیلی بندرت  پیش می  آمد . و یک روز در کلاس درس در باره درس علوم انقدر از او سئوال کردم که  به خنده  افتاد و کلاس نفس راحتی  کشید .

بیشتر اوقات با کت و شلواری چهار خانه و یک بسته گچ رنگی در دست از میان لین های  روبروی دبیرستان  رودکی و با شتاب معینی به دبیرستان  می آمد و با عشق و علاقه خاصی شکل اندام های گیاهی و جانوری را با گچ رنگی بر روی تخته سیاه های  ان موقع که وضعیت متوسطی داشتند رسم می نمود ، تا دانش اموزان درس  را بهتر یاد بگیرند و علی الانصاف هم  دانش اموزان درس وی  را می خواندند و اکثرا نمره می آوردند مگر دانش  اموزان تنبل و درس نخوان که تکلیفشان مشخص بود .

آقای ستایش  سرش در کلاس  به درس و مشق بود و کاری  به مسائل متفرقه دیگر نداشت و فقط درس می داد و درس می پرسید. سختگیر  نبود و یاد ندارم در  کلاس  یا بیرون رفتار تند و غیر قابل  قبولی  داشته باشد .(بر خلاف  تعداد اندکی از دبیران دیگر ) در کلاس ابهت خاص خود را داشت و حجب و حیای دبیری و دانش آموزی در کلاس های وی هیچوقت  شکسته نشد ، با توجه  به اینکه هفتکل  شهر خاص کارگری و شرکت نفتی  بود و از همه اقشار مردم در آن زندگی می کردند  و دانش  اموزان در دبیرستان رفتار های  متفاوتی داشتند و چوب کاری و کتک کاری هر چند وقت  مشاهده می شد . ولی از اقای ستایش هیچوقت حرکت فیزیکی و لفظی غیر معقول ندیده و نشنیدیم و فقط  هر وقت  دانش آموزان  در کلاس صحبت و سر و صدای کمی  در می اوردند آقای  ستایش  با لحن خاص  خود(مانند ملک مطیعی )  می گفت : اگر تشخیص  می دهید تا ما هم  از این به بعد  سر کلاس چوب  بیاریم .....

 خرداد سال 1356 درس ما در دبیرستان به پایان رسید و دیپلم  گرفتیم و سالهای بعد از انقلاب روزی او را دیدم که در شهر اهواز با ماشین  شخصی خود  مسافر کشی می کند . با دیدن وی که پرستیژ خاص خود را برای ما داشت در حال مسافر کشی بود بسیار ناراحت شدم که  ببین  زندگی شخصی و مخارج  آن با دبیرای باز نشسته ما چه  کرده  که بعد از  باز نشستگی هم  باید  به شغل های کارگری ادامه دهند . و کار کنند. اکنون که  اقای ستایش  به رحمت ایزدی  پیوسته و وامثال  ان به کارهای متفاوتی  می پردازند، نگران دیگرانی  می شوم که  بعد از  30 سال کار هنوز باید کار کنند تا امورات  زندگی شان  بگذرد ان هم در پیری و نا توانی جسمی و روحی ..........

آقای ستایش  یادش  بخیر و خداوند اجر و پاداشش را سزای  نیک دهد که در برهه ای از  زمان تحصیل امثال من و سایر دانش  اموزان دبیرستان رودکی، از وی  هم درس و هم اخلاق مداری  را  یاد گرفتیم .

یادی از دانش آموزان و همکلاسی های  آن دوران............

حفیظ الله آژیر-  خسرو حیدری – علی آرزومند –اسفندیار و شهریار چهارلنگ – رضا اولیائی- حمزه پور –چنگیز رخ –قدرت الله بهرامی –یوسف چهارده چریک – مظفر چهارده چریک –محمد عباسی –حسین نادریان –اکبر کلاه کج- اقائی-یزدانی – اسکندری – اتشی –هادی زاده – صحراگرد- فرشید فرح بخش –گرگررضائی- مرادی- مقدم – مکوندی –اناهید زاده- رستگاری-ملک مدل ازاد – رفیعی –حسن زاده –هروی-دلربا- لطیفی-ملک محمد لرکی-قلیچ-منوچهر بهرامی-